
یادگارهای او
درامعاشقانه
کنا بعد از آزادی از زندان به شهرش برمیگردد تا دخترش را دوباره ببیند، اما خانوادهی پدر کودک او را نمیپذیرند. در میان این تنش، آشنایی با لجر—مردی که به گذشتهی او گره خورده—همهچیز را پیچیدهتر میکند. کنا باید بین گذشتهای که رهایش نمیکند و آیندهای که هنوز شکل نگرفته، راهی پیدا کند...
